حسن سيد اشرفى
375
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
شرح ( پرسش و پاسخ ) 344 - استدراك مصنّف در خصوص فعل ماضى و مضارع چيست ؟ ( نعم لا يبعد . . . فى المضارع ) ج : مىفرمايد : اگرچه گفته شد ؛ افعال دلالت بر زمان ندارند ولى بعيد نيست گفته شود ؛ فعل ماضى و مضارع ، خصوصيّت ديگرى علاوه بر خصوصيّتى كه براى ساير افعال بوده دارند كه اين خصوصيّت موجب مىشود تا نسبت بين فعل و فاعل در اين دو فعل در زمان گذشته و يا حال و آينده واقع شود . به عبارت ديگر ، لازمهء اين خصوصيّت ، دلالتشان بر زمان مىباشد . 345 - خصوصيّت معناى ماضى و مضارع چيست كه لازمهاش دلالت فعل ماضى و مضارع بر زمان بوده و آيا اين سخن مؤيّد قول نحويّون و نقض نظر قبلى نمىباشد ؟ ( فيما كان . . . من الزّمانيّات ) ج : مىفرمايد : الف : خصوصيّت معناى ماضى و مضارع آن است كه فعل ماضى وضع شده براى تحقّق نسبت بين فعل و فاعل كه لازمهء اين معنا و موضوع له فعل ماضى آن است كه اين نسبت بايد در زمان گذشته واقع شود و در فعل مضارع وضع شده براى انتظار ترقّب نسبت بين فعل و فاعل كه لازمهء اين ترقّب و انتظار ، وقوع نسبت در زمان حال و يا آينده مىباشد . ب : اين سخن مؤيّد قول نحويّون و نقض نظر قبلى نمىباشد چرا كه : اولا : اين معنا در همه جا صادق نيست بكله در آنجايى است كه فاعل از زمانيّات باشد . ثانيا : گفته شد وقوع نسبت در زمان مىباشد . به عبارت ديگر ، دلالت فعل ماضى و مضارع بر زمان به دلالت التزامى يعنى از لوازم موضوع له و معناى اين افعال مىباشد . روشن است كه لوازم موضوع له و دلالت التزامى ، جزء موضوع له و معنا نيست تا مؤيّد نظر نحويون كه اقتران به زمان را قيد موضوع له و دلالت افعال بر زمان را بالتضمّن دانسته بوده و نقض نظر قبلى كه اقتران به زمان را جزء موضوع له افعال ندانسته باشد .